دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

207

تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )

داشت و تجارت عظيم ، و كشتيهاى مسلمانان هندى ، از مكه ، شهر عدن ، هرمز ، كامبايا و مالابار » بدانجا وارد مىشدند و به خريد و فروش اسب مىپرداختند و « تجار هرمزى در كشتيهاى خود بارهاى برنج ( به ميزان هنگفت ) ، شكر ، آهن ، فلفل ، زنجبيل ، و انواع ديگر ادويه و مواد مخدر داشتند كه وارد اين بندر مىكردند « 1 » . » مقدار زيادى برنج از ساحل غربى هند در باتيكالا ( بهاتكال ) و نيز شكر وارد مىشد و با اسب و مرواريد مبادله مىگشت . همين اجناس نيز در بالكانور با مس و نارگيل و شيره و قند معاوضه مىگشت . سياحان ديگرى نيز در همان زمان نظير تومه پيرس ( Tome Pires ) و لودويكودى وارتما ( Ludovico di Varthema ) گزارش دوارته باربوسا را تأييد كرده‌اند . وارتما درباره ميزان تجارت بنگال گزارش مىدهد كه « سالانه پنجاه كشتى حامل پنبه و پارچه‌هاى ابريشمى در آنجا بارگيرى مىكنند و اين پارچه‌ها به تركيه ، سوريه ، ايران ، شبه جزيره عربستان ، اتيوپى و سرتاسر هند مىرود « 2 » . » وارتما همچون تومه پيرس اظهار مىدارد كه در پگو ( Pegu ) بزرگترين مركز گملاك ( gumlac ) تجار و بازرگانان ايرانى وجود داشتند . احتمال دارد كه مقدار زيادى از كوزه‌هاى زيتونى رنگ با نقشمايه‌هاى برجسته اژدهاى چينى به اينجا صادر مىشده تا براى حمل آب مقدس گنگ به بازرگانان هندى مقيم ايران فروخته شود . تومه پيرس از وجود ايرانيان و ارمنيان در مالاكا صحبت مىكند . وارتما توصيف شايان توجهى از نقش مهم دلالان محلى در دادوستدهاى كاليكوت ارائه مىدهد كه به احتمال در جاهاى ديگر نيز بوده‌اند . دلالان و صرافان در سازمانبندى تجارت نقش بسيار مهمى داشته‌اند . ترديدى نيست كه در تجارت راههاى دريايى نظام منسجمى برقرار بوده است . مسلم است كه دين و زبان مشترك در ميان بازرگانان و تجار در نتيجه توسعه و گسترش اسلام در قرنهاى پيش ، تسهيلاتى در امر تجارت ايجاد مىكرده است ولى حمايت و تشويق شاهان و توليدكنندگان را براى كسب درآمد و خريد نيز نبايد فراموش كرد . اصولا بازرگانان جسور و نترس بودند ، چون انواع خطرها و ناآراميها در سفرها نهفته بود و بادهاى موسمى هم مزيد بر علت مىشد . كشتيها به غير از كشتيهاى بزرگ چينى و گالىهاى پرتقاليها ، همه در معرض آسيب بودند و از ساخت پيچيده‌اى برخوردار نبودند . « و الوارها اغلب با ريسمان به هم متصل شده و بادبانها از حصير نئى و يا پارچه پنبه‌اى بودند . » با اينكه فن دريانوردى با دقت تمام تعليم داده مىشد ، ولى در كشتيهاى بزرگ معمولا نظم زيادى برقرار نبوده و هميشه ترس از دزدان دريايى در آب‌هاى درياها و راهزنان در سواحل نامطمئن و واهمه از كشتىشكستگى و از دست دادن كالاها و جاماندن از سفر و يا قحطى و

--> ( 1 ) - همان منبع ، صص 165 ، 8 - 175 . ( 2 ) - وارتما ، ص 212 .